از متن کتاب: سندباد سالها پیش در شهر بغداد زندگی می کرد. وی از کودکی به سفرهای دریانی علاقه فراوان داشت. یکروز با خود گفت: «من باید به ساحل دریا رفته و از آنجا با یک کشتی به مسافرت بروم.» وقتی که به ساحل رسید، تعداد زیادی کشتی را دید که لنگر انداخته بودند. او به یک کشتی بزرگ نزدیک شد و به ناخدای آن که در عرشه کشتی ایستاده بود گفت: «ممکن است مراهم با خود ببرید؟ من به مسافرت در دریا علاقه زیادی دارم». ناخدای کشتی در جواب گفت: «بله، ما فردا حرکت خواهیم کرد» سندباد با خوشحالی به خانه رفت و اثاثیه و لوازم سفر را آماده ساخت. روز بعد کشتی از ساحل بغداد حرکت کرد. کشتی روزهای زیادی روی آب بود و سند باد و ملاحان نشانه ای از ساحل یا خشکی نمی دیدند. یکروز کشتی به جزیره ای رسید. همه خوشحال شدند و کشتی آرام آرام در کنار ساحل لنگر انداخت. سندباد و بسیاری از ملاحان بوسیله قایق خود را بخشکی رسانیدند. ملاحان خیلی خوشحال بودند. عده ای از آنها به نظافت دست و پا مشغول شدند و چند تنی نیز آتشی بیا کردند تا ماهیهائی را که صید کرده بودند روی آن بپزند، اما سند باد تصمیم گرفت که در اطراف آن جزیره کوچک گردش کند…
#نسخه_الکترونیکی.
دانلود فایل دانلود pdf کتاب ماجراهای سندباد با لینک مستقیم از سایت فارس فایل. این فایل در دسته 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان) قرار دارد و شامل توضیحات کامل، فرمت فایل و اطلاعات دانلود میباشد.
تعداد مشاهده: 33 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 90
حجم محصول:4,578 کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها